![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ حاوی مقالات مهستی شاهرخی می باشد |
|
"گریه نکن خواهرم، در خانه ات درختی خواهد رویید و درختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت." سووشون، سیمین دانشور
مروری داریم بر سیر "زنان بدون مردان" و فصل های مختلف آن و یا زنان مختلف داستان در تابستان کودتای بیست و هشتم مرداد که حکومتی جدید به کمک لات های متجاوزی چون شعبان بی مخ و رجاله ها و روسپیان دست نشانده رژیم شکل گرفت و جنبش ملی شدن نفت و رویاهای ملتی را برای رسیدن به استقلال سرکوب کرد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 13:38 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() شیرین نشاط متولد 1957 در قزوین است و در سال 1972 و پیش از انقلاب به آمریکا مهاجرت کرده است و در آنجا در زمینه عکاسی و سینما تحصیل کرده است . از سال 1972 تاکنون، شیرین نشاط فقط یک بار و آن هم پس از انقلاب به ایران سفر کرده و تضاد دو دنیا و تفکیک جنسیتی و به خصوص مسئله ی حجاب زنان بر آثار او تاثیر تکان دهنده ای گذاشته است. شیرین نشاط در سطح جهانی بسیار شناخته شده است. او یک عکاس هنری و فلیمسازی در زمینه ی ویدئوی هنری است. شیرین نشاط نمایشگاه های بسیاری در سطح جهانی داشته است و جوایز معتبر بسیاری را از آن خود کرده است. شیرین نشاط در نیویورک سکونت دارد.ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 13:27 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 23:2 توسط مهستی شاهرخی |
|
چند روزی است که بسیاری از سایت های خارج از کشور با دهل و نقاره صحبت از نامه یی تازه کشف شده از فروغ فرخ زاد را به میان آورده اند. نامه در سایت "صدای آمریکا" و بدون ذکر تاریخ و بدون ذکر نام مخاطب و به عنوان یکی از آخرین نامه های فروغ خطاب به مجله فردوسی یاد می شود در حالی که قضیه از بیخ دروغ است.نامه متعلق به سال 1333 و بیست سالگی فروغ است و آن را خطاب به آقای صفی پور، سردبیر مجله امیدایران نوشته بوده است. متن کامل نامه در مجله امید ایران شماره 33 را کنار همین خطوط می بینید. برای بزرگ تر شدن مطلب روی آن کلیک کنید. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 12:3 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 13:11 توسط مهستی شاهرخی |
|
آلبالو یا گیلاسش مهم نیست مهم باغی است باشکوه و زیبایی تمام در پشت پنجره ی زندگی! باغ رویا! باغ بهشت! باغی در آن سوی پنجره که در همه ی لحظات نمایش حضور دارد و در سکوت زیبای خود به زوال دردناک اشرافیت و رشد دردناک بشریت می نگرد. "باغ آلبالو" یکی از زیباترین نمایشنامه هایی است که خوانده ام و بازخوانی اش هرگز خسته ام نمی کند که هر بار سعادتی است.ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 21:34 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 7:46 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 19:38 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
قرمزهایم را اول از همه جمع کردم. قرمز و گلی زیاد نداشتم فقط یک بلوز نخی اناری رنگ بود که مدتها آن را نپوشیده بودم. از سه سال پیش که خون از رگهایم گریخت و تنم یخ زد دیگر هیچ لباس سرخ رنگی نپوشیده بودم. بلوز اناری را تا کردم و کنار گذاشتم، شور زندگی برای همیشه از تنم گریخته بود. ژاکت زرشکی و عنابی هم داشتم ولی تابستان بود و ژاکت ها توی چمدان. نارنجی ها را جمع کردم. همه ی آن پرتقالی ها را و آجری ها و عنابی ها را. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 2:46 توسط مهستی شاهرخی |
|
مادر آب می دهد. مادر نان می دهد.
مادر غذا می دهد.
مادر جان می دهد.
مادر حق ندارد بمیرد.
تاتی! تاتی!
"دستم بگرفت و پا به پا برد"
تاتی! تاتی!
و مادر شیرم داده بود.
از پستان خودت به من شیر داده بودی. می گفتی آن اوایل، دبیرستان نزدیک خانه بود، برمی گشتم خانه شیرت می دادم و بعد برمی گشتم به سر کارم و من مرتب شیر خورده ام تا زمانی که دندان درآورده ام و روزی با همان دندانهای شیری پستانت را گاز گرفته ام و همین باعث شده است که مرا از شیر بگیری. اگر پستانت را گاز نگرفته بودم لابد تا حالا شیرم میدادی؟ مگر نه؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 16:42 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 17:6 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() غرض نگاهی آماری یا سانتیمتری به اولین مجموعه داستان فریبا وفی نیست بلکه غرض گفتن اینست که فریبا وفی از همان اولین مجموعه داستان با ایجاز کامل و در نهایت سادگی و شسته و رفته گی کامل، بیشترین حرفها را می زند و بیشترین دردها و مسایل جامعه را نشان می دهد. از همان مجموعه داستان اول پیداست که ما با نویسنده ای سر و کار داریم که ذاتاً نویسنده است و جوهر نویسندگی در درونش سفته شده و به زودی از آن مرواریدی گرانبها و یا گردنبندی از مروارید خواهیم داشت. با هم مروری داریم به شانزده داستان این مجموعه. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 17:8 توسط مهستی شاهرخی |
|
در قرون وسطا زنان هرگز اجازه جهانگردی و رفتن به سیاحت جهان را نداشتند و در پستوی خانه ها می ماندند و فقط مردان بودند که شانس این را داشتند که به کشف جهان بروند و سرزمین های ناشناخته را کشف و تصرف کنند. جای یک مارکیز پولوی جهانگرد و کاشف در تاریخ بشریت خالی است. شاید بعدها در آینده، زن ها فضا را کشف کنند و جای همه ی نقطه چین ها و خالی های تاریخ برابری را آهسته آهسته پر کنند.البته از یاد نبریم در قرن نوزدهم طاهره به عشق سید، شوهر و بچه را رها کرد و با شوریدگی به سوی کربلا شتافت. فروغ فرخ زاد در قرن بیستم با یک هواپیمای چارتر به اروپا آمد تا دنیا یی دیگر را به چشم ببیند و مریم هوله به رسم اعتراض پای پیاده به سوی آتن به راه افتاد. دو سه سال پیش، انوشه انصاری، اولین فضانورد ایرانی دنیا بود که مدار زمین را پیمود. ![]() ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم فروردین 1388ساعت 12:2 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ برای مطالعه ساکنان ایران به وجود آمده است تا آنها به دلیل شرایط سخت به این مطالب دسترسی آسوده تری داشته باشند. فراموش نکنید که همه ی حقوق نویسنده محفوظ است و هر نوع استفاده ای از این مطالب بدون اطلاع نویسنده اش کاملاً غیرمجاز و در نتیجه غیر قانونی و قابل پیگرد قانونی است. لطفاً به جای نویسنده تصمیم نگیرید. برای رعایت حقوق معنوی مولف لطفاًً مطالب وبلاگ را ذخیره نکنید. کپی نگیرید. فقط می توانید لینک مستقیم بدهید.
|
|
RSS
|

تجاوز در زندان

D'ILXCI À BAYAL, ETUDE COMPARATIVE DE DEUX OEUVRES DE SÂ'EDI

سفرنامه ها

طرح هایی برای کشو (مجموعه داستان)

تئاتری ها: مجموعه مقاله

ادبی ها: مجموعه مقاله

Poetry of Iranian Women, A Contemporary Anthology


رمان صبح نهان

روسپی و روسپیگری در شعر زنان

زنان در آئینه ی سینمای ایران

شالی به درازای جاده ی ابریشم

آسمان نادور است

شبان نیکو

Another Sea, Another Shore: Persian Stories of Migration
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED