![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ حاوی مقالات مهستی شاهرخی می باشد |
|
"قوی ترین فرد جهان کسی است که تنهاتر باشد" روایت زنانه ای از جمله مشهور هنریک ایبسن در نمایشنامه "دشمن مردم" است. سری به وبلاگ خانم گوشه گیر زدم دیدم ایشان در گفتگو با دوستی، و در مقایسه با جو کنونی، ماجرای "دشمن مردم"اثر هنریک ایبسن نمایشنامه نویس نروژی، در ذهنش تداعی شده است.
بر این گمانم که در زبان عامیانه ایرانی، گاهی باید مفهوم کلمات را برعکس کرد تا به اصل مطلب پی برد. الان سیاست مهرورزی معنی هر کلمه ای را از آن گرفته است. به هر حال، در نمایشنامه ایبسن، "دشمن مردم" در واقع "دوست مردم"است ولی بر اثر مکر سیاستمداران از یک سو و از سوی دیگر جهالت مردم، به غلط "دشمن مردم" لقب می گیرد و آخرش منفور و دست تنها باقی می ماند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 11:12 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() جلد اول رمان صبح نهان جلد دوم:
فصل 13: آئینه زنگ خورده/ فصل 14: مردم غم آشیان فصل 15: ناحای حوان / فصل 16: در گوشه دیده های غم دیده فصل 17: در خلوت با خود فصل 18: بیداد مرگ (بخش اول و بخش دوم) فصل 19: من کی هستم؟ (بخش اول و بخش دوم و بخش سوم) فصل 20: واپسین دم فصل 21: دیار مهربانان (بخش اول و بخش دوم) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:32 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() جلد اول رمان صبح نهان جلد دوم:
فصل 13: آئینه زنگ خورده/ فصل 14: مردم غم آشیان فصل 15: ناحای حوان / فصل 16: در گوشه دیده های غم دیده فصل 17: در خلوت با خود فصل 18: بیداد مرگ (بخش اول و بخش دوم) فصل 19: من کی هستم؟ (بخش اول و بخش دوم و بخش سوم) فصل 20: واپسین دم فصل 21: دیار مهربانان (بخش اول و بخش دوم) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:25 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
دوستی دارم که در خلال بیست سالی که می شناسمش هرگز وارد جریانات سیاسی نشده است ولی این بار، برای اعتراض، تا
دم پارلمان اروپا در بروکسل رفت. دوست من ، در این یک ماه اخیر، در همه
تظاهرات شرکت می کند، انگار با شرکتش در راهپیمایی ها و میتینگهای مختلف
برای رویدادهای خونین اخیر در ایران، می خواهد جلوی آن اشتباه سی سال پیش
را بگیرد.
او هنوز از دیدن این افراد و از حرکتهای عمیقاً فاشیستی نومید نشده، بلکه
مصمم تر شده است. ما پرچم نداریم، او رفته است و پارچه خریده تا پرچم
بدوزیم. ما طرحی برای جنبش
نوین نداریم. او رفته گشته و طرح سیمرغ را به عنوان نمادی ایرانی برای روح
جمعی انتخاب کرده تا بر روی پرچم مان بدوزیم. ما، من دوستانم رویاهایی
داریم و به این سادگی ها از رو نمی رویم و در یک چنین روزهایی "ایران" را
تنها نمی گذاریم و از مبارزه مان دست برنمی داریم.ما با پرچم نوین خود که دست آورد جنبش نوین ایران است، باز هم به مجالس همبستگی های ساختگی برای استفاده ابزاری از مردم، خواهیم آمد . ما باز هم فریاد خواهیم زد: "آزادی، دموکراسی، لائیسیته!" ما ساکت نمی نشینیم تا یک بار دیگر پرچم اسلام به زور شمشیر و لمپن هایش بر ما پیروز شود. ما تنها نیستیم. "زنده باد آزادی!" ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 13:8 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
/ نمایشگاه اخیر مرکز ژرژ پمپیدو، نمایشگاهی بی سابقه است. برای اولین بار در جهان، این فرهنگسرا آثار هنری زنان در یک قرن گذشته را در مجموعه ی خود گرامی می دارد و با توجه به ناشناخته و گمنام بودن هنر زنان، از زنان پیشروی قرن بیستم تا زنان آشوبگر فمینیست و بالاخره آثار هنرمندان معاصر را به مدت یک سال عرضه می دارد. برای پر کردن خالی های گذشته، موزه هنرهای مدرن، سالن هایی را در میان مجموعه دائمی خود ایجاد کرده است تا زنان هنرمند جایگاه هرگز نداشته ی خود را پیدا کنند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 11:7 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 11:18 توسط مهستی شاهرخی |
|
پس از سالها، چند روزیست باز جرئت پیدا کرده ام رویایی داشته باشم. من رویایی دارم. رویای امنیت! امنیتی که در همه ساعات زنان و دختران بتوانند راحت در خیابانهای شهر حرکت کنند و سالم به خانه بازگردند.من رویایی دارم. رویای قانونی مناسب با زمان و مکان و برای سلامت و امنیت جامعه! قانونی برای ایجاد صلح و نظم در یک کشور کهن! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 11:2 توسط مهستی شاهرخی |
|
انقلاب
نوین ایران، انقلابی هوشمندانه و مردم سالار است که به سوی فردایی روشن و
قانونمند حرکت می کند. گرچه، سیاستمداران با حقه های نمایشی مردم را
فریفتند و به خیابان و به پای صندوق های رأی کشیدند تا در نمایش مورد
علاقه ی خود، بر روی صحنه سیاست های جهانی، آنان را به بازی بگیرند ولی
مردم هشیاری که پای به میدان گذاشته بودند به این نیرنگ آنان پی بردند و
در سکوت دست یک دیگر را فشردند و برای خون های بیگناهی که در این بازی
مرگبار به ناحق بر زمین ریخته شد شمع خرد و نور دانایی و روشنایی امید
افروختند. آنها در خیابان ماندند و به راه افتادند و بدون دشنام و خون
خواهی، خواسته های بشری خود را برای داشتن فردایی بهتر طلب کردند.ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 11:0 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
اکنون که ذهن جهانیان نسبت به مردم ایران حساس شده
است، هر گونه عمل خشونت آمیز و برخورد قهرآمیزی از سوی ایرانیان خارج از
کشور می تواند تصویری غلط از مردم ایران به جهانیان بدهد. مردم ایران، ملت
بردبار ایران سالها و قرن ها با همبستگی و هشیاری در برابر مصایب تاب
آورده اند و اکنون نیز با هشیاری کامل آزادی های انسانی خود را با روشی
صلح جویانه طلب می کنند، و به سوی یک جامعه مدنی و متمدن و مدرن حرکت می
کنند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 10:58 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
انقلاب ایران، انقلابی آزادی خواهانه است و از این رو مردم هشیار ایران نبایست خود را به دست سرمایه داری خصوصی و رونق بازار بسپارند. هدف از راه پیمایی به سوی بازار، به شکلی نمادین، حمایت از بازاریان و به سوی سرمایه داری خصوصی و اعتراض به تحریم اقتصادی است. این بازاریان هستند که بایست به آینده فرزندان خود فکر کنند و برای ساختن فردایی بهتر؛ دکان های خود را ببندند و به جنبش مردمی ایران بپیوندند و برای آزادی دانشجویان و کارگران و مبارزان و دستگیرشدگان به مردم ملحق شوند و در مسیر آزادی حرکت کنند. انقلاب ایران هدفی والاتر دارد و جنبش مردمی ایران با هشیاری به سوی دانشگاه حرکت می کند و با اندیشه و خردگرایی از کسبه فاصله می گیرد و آزادی و استقلال خود را فریاد می زند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 10:52 توسط مهستی شاهرخی |
|
جلد اول رمان صبح نهان جلد دوم:
فصل 13: آئینه زنگ خورده/ فصل 14: مردم غم آشیان فصل 15: ناحای حوان / فصل 16: در گوشه دیده های غم دیده فصل 17: در خلوت با خود فصل 18: بیداد مرگ (بخش اول و بخش دوم) فصل 19: من کی هستم؟ (بخش اول و بخش دوم و بخش سوم) فصل 20: واپسین دم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 11:42 توسط مهستی شاهرخی |
|
جلد اول رمان صبح نهان جلد دوم:
فصل 13: آئینه زنگ خورده/ فصل 14: مردم غم آشیان فصل 15: ناحای حوان / فصل 16: در گوشه دیده های غم دیده فصل 17: در خلوت با خود فصل 18: بیداد مرگ (بخش اول و بخش دوم) فصل 19: من کی هستم؟ (بخش اول و بخش دوم و بخش سوم) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 23:34 توسط مهستی شاهرخی |
|
جلد اول رمان صبح نهان جلد دوم:
فصل 13: آئینه زنگ خورده/ فصل 14: مردم غم آشیان فصل 15: ناحای حوان / فصل 16: در گوشه دیده های غم دیده فصل 17: در خلوت با خود فصل 18: بیداد مرگ (بخش اول و بخش دوم) فصل 19: من کی هستم؟ (بخش اول و بخش دوم) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 2:40 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ برای مطالعه ساکنان ایران به وجود آمده است تا آنها به دلیل شرایط سخت به این مطالب دسترسی آسوده تری داشته باشند. فراموش نکنید که همه ی حقوق نویسنده محفوظ است و هر نوع استفاده ای از این مطالب بدون اطلاع نویسنده اش کاملاً غیرمجاز و در نتیجه غیر قانونی و قابل پیگرد قانونی است. لطفاً به جای نویسنده تصمیم نگیرید. برای رعایت حقوق معنوی مولف لطفاًً مطالب وبلاگ را ذخیره نکنید. کپی نگیرید. فقط می توانید لینک مستقیم بدهید.
|
|
RSS
|
پرونده مه 68

تجاوز در زندان

D'ILXCI À BAYAL, ETUDE COMPARATIVE DE DEUX OEUVRES DE SÂ'EDI

سفرنامه ها

طرح هایی برای کشو (مجموعه داستان)

تئاتری ها: مجموعه مقاله

ادبی ها: مجموعه مقاله

Poetry of Iranian Women, A Contemporary Anthology


رمان صبح نهان

روسپی و روسپیگری در شعر زنان

زنان در آئینه ی سینمای ایران

شالی به درازای جاده ی ابریشم

آسمان نادور است

شبان نیکو

Another Sea, Another Shore: Persian Stories of Migration
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED