![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ حاوی مقالات مهستی شاهرخی می باشد |
بهجت
صدر از هنرمندان قدیمی ایران است. او معلم نقاشی فروغ فرخ زاد در هنرستان
بانوان و سرانجام یکی از دوستانش شد. در سال هایی که در دانشکده هنرهای
زیبای دانشگاه تهران تدریس می کرد معلم افرادی چون عباس کیارستمی و شهره فیض جو
بود که بعدها هر یک در سطح جهانی، به موفقیت های در خور توجهی دست یافتند.
خانم صدر تا سالهای آخر زندگیش نقاشی را رها نکرد و کمابیش تولید می کرد.
آخرین نمایشگاه بهجت صدر، نمایشگاه گروهی هنر معاصر ایران 14/21 در نوروز 1388 بود.ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 13:8 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
در دوران مدرن، دیگر این لیلی قرون وسطایی نیست که برای لحظه ای به معشوق رخ بنمایاند و باقی ماجرا شرح دلدادگی و شوریدگی مجنون به او باشد. لیلی های زمانه از پشت پرده ها و خیمه به در آمده اند و قلم به دست گرفته اند و حدیث روزگار خود را می نویسند تا صدای خود را به گوش جهانیان برسانند و از اتفاقات پشت صحنه، پرده بردارند. دوران مدرن، دوران به صحنه آمدن زنان و به سخن در آمدن ایشان است. دیگر کشیدن عکس رخ یار پایان یافته است. دیگر لیلی و عشق معنایی ندارد. دو چشمان لیلی برای خلوت است. نقاش زمانه، عکاس دوران دیگر بر روی "چشمان لیلی" متوقف نمی ماند بلکه از روزگار کریهی که در آن به سر می بریم عکس می گیرد و به جهان نشان می دهد. ویژگی رمان "انگار گفته بودی لیلی" در نگاه نویسنده نهفته است. سپیده شاملو با نگاهی روانشناسی - جامعه شناسانه به تحلیل جامعه کنونی و ساختار پوسیده ی آن می پردازد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 10:58 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() جلد اول رمان صبح نهان جلد دوم:
فصل 13: آئینه زنگ خورده/ فصل 14: مردم غم آشیان فصل 15: ناحای حوان / فصل 16: در گوشه دیده های غم دیده فصل 17: در خلوت با خود فصل 18: بیداد مرگ (بخش اول و بخش دوم) فصل 19: من کی هستم؟ (بخش اول و بخش دوم و بخش سوم) فصل 20: واپسین دم فصل 21: دیار مهربانان (بخش اول و بخش دوم) فصل22: سفر آخر (بخش اول) و (بخش دوم) فصل 23: سفر خروج فصل 24: پایانی دیگر
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 20:54 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
روز
بیست و پنج جولای، وقتی به محل همبستگی بین المللی رسیدم یک ربع از شروع
برنامه می گذشت. در ابتدا، مثل آن بار، آن اولین گردهم آیی در اعتراض به
سرکوب و کشتار مردم در تظاهرات اعتراضی پس از انتخابات نبود که تا به ایوان حقوق بشر برسم یک پرچم بزرگ ایران و روشنایی شمع ها خودنمایی کند. این بار صحن ایوان تقریباً خالی بود با چند توریست، یعنی هنوز نیامده اند یا دیگر نمی آیند؟ - ناگهان چشمم به "پرچم بزرگ سبز مسلمانان جهان" در وسط ته صحن افتاد: پس آمده اند و آنجا در آن طرف صحن هستند.
![]() ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 13:11 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:26 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() جلد اول رمان صبح نهان جلد دوم:
فصل 13: آئینه زنگ خورده/ فصل 14: مردم غم آشیان فصل 15: ناحای حوان / فصل 16: در گوشه دیده های غم دیده فصل 17: در خلوت با خود فصل 18: بیداد مرگ (بخش اول و بخش دوم) فصل 19: من کی هستم؟ (بخش اول و بخش دوم و بخش سوم) فصل 20: واپسین دم فصل 21: دیار مهربانان (بخش اول و بخش دوم) فصل22: سفر آخر (بخش اول) و (بخش دوم) فصل 23: سفر خروج ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:16 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
هر
کسی برای زندگی خود رسمی دارد. من به سبک هانری پنجم و یا به نقل از
شکسپیر، گاهی رسوم خود را ابداع می کنم. از مراسم شمع روشن کردن در
سقاخانه خوشم نمی آید، روشنایی شمع برای شب های تار است، نه برای روزهای
روشن و گرم تابستانی. حوصله نداشتم با جماعت بروم به مراسم جمعی سوگ و
چهلم جوانان. از پیش با خود عهد کردم، شنبه، شنبه مثل تهمینه ها و هزاران
مادر داغدار تاریخ یاد فرزندان نداشته ات را گرامی می داری. یاد همه ی کشته شدگان راه آزادی را! می روی به پرلاشز و یک شاخه گل بر روی گور مریم (یوسفی) می گذاری تا دیگر از تنهایی خودش را نکشد و بعد به غلامحسین خان (ساعدی)و صادق خان (هدایت) سری می زنی و روی گور هر یک، یک شاخه گل سفید (در فرانسه گل مریم نیست تا بویش مدهوششان کند و رقص کنان از گور برخیزند و زندگی از سر بگیرند!) فقط یک شاخه گل سفید روی هر سه گور می گذاری، خودشان می فهمند، مگر نه؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 23:28 توسط مهستی شاهرخی |
|
جلد اول رمان صبح نهان جلد دوم:
فصل 13: آئینه زنگ خورده/ فصل 14: مردم غم آشیان فصل 15: ناحای حوان / فصل 16: در گوشه دیده های غم دیده فصل 17: در خلوت با خود فصل 18: بیداد مرگ (بخش اول و بخش دوم) فصل 19: من کی هستم؟ (بخش اول و بخش دوم و بخش سوم) فصل 20: واپسین دم فصل 21: دیار مهربانان (بخش اول و بخش دوم) فصل22: سفر آخر (بخش اول) و (بخش دوم) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 22:44 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() جلد اول رمان صبح نهان جلد دوم:
فصل 13: آئینه زنگ خورده/ فصل 14: مردم غم آشیان فصل 15: ناحای حوان / فصل 16: در گوشه دیده های غم دیده فصل 17: در خلوت با خود فصل 18: بیداد مرگ (بخش اول و بخش دوم) فصل 19: من کی هستم؟ (بخش اول و بخش دوم و بخش سوم) فصل 20: واپسین دم فصل 21: دیار مهربانان (بخش اول و بخش دوم) فصل22: سفر آخر (بخش اول) و (بخش دوم) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 13:41 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ برای مطالعه ساکنان ایران به وجود آمده است تا آنها به دلیل شرایط سخت به این مطالب دسترسی آسوده تری داشته باشند. فراموش نکنید که همه ی حقوق نویسنده محفوظ است و هر نوع استفاده ای از این مطالب بدون اطلاع نویسنده اش کاملاً غیرمجاز و در نتیجه غیر قانونی و قابل پیگرد قانونی است. لطفاً به جای نویسنده تصمیم نگیرید. برای رعایت حقوق معنوی مولف لطفاًً مطالب وبلاگ را ذخیره نکنید. کپی نگیرید. فقط می توانید لینک مستقیم بدهید.
|
|
RSS
|
پرونده مه 68

تجاوز در زندان

D'ILXCI À BAYAL, ETUDE COMPARATIVE DE DEUX OEUVRES DE SÂ'EDI

سفرنامه ها

طرح هایی برای کشو (مجموعه داستان)

تئاتری ها: مجموعه مقاله

ادبی ها: مجموعه مقاله

Poetry of Iranian Women, A Contemporary Anthology


رمان صبح نهان

روسپی و روسپیگری در شعر زنان

زنان در آئینه ی سینمای ایران

شالی به درازای جاده ی ابریشم

آسمان نادور است

شبان نیکو

Another Sea, Another Shore: Persian Stories of Migration
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED