![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ حاوی مقالات مهستی شاهرخی می باشد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 23:40 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
"گریه نکن خواهرم، در خانه ات درختی خواهد رویید و درختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت." سووشون، سیمین دانشور
مروری داریم بر سیر "زنان بدون مردان" و فصل های مختلف آن و یا زنان مختلف داستان در تابستان کودتای بیست و هشتم مرداد که حکومتی جدید به کمک لات های متجاوزی چون شعبان بی مخ و رجاله ها و روسپیان دست نشانده رژیم شکل گرفت و جنبش ملی شدن نفت و رویاهای ملتی را برای رسیدن به استقلال سرکوب کرد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 13:38 توسط مهستی شاهرخی |
|
![]() غرض نگاهی آماری یا سانتیمتری به اولین مجموعه داستان فریبا وفی نیست بلکه غرض گفتن اینست که فریبا وفی از همان اولین مجموعه داستان با ایجاز کامل و در نهایت سادگی و شسته و رفته گی کامل، بیشترین حرفها را می زند و بیشترین دردها و مسایل جامعه را نشان می دهد. از همان مجموعه داستان اول پیداست که ما با نویسنده ای سر و کار داریم که ذاتاً نویسنده است و جوهر نویسندگی در درونش سفته شده و به زودی از آن مرواریدی گرانبها و یا گردنبندی از مروارید خواهیم داشت. با هم مروری داریم به شانزده داستان این مجموعه. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 17:8 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
معرفی کتاب پریشادخت شعر
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 21:32 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
پیش از این در چهارچوب انتشار ادبیات زیرزمینی ایران، "آوازی در میان بادها"، دو دفتر شعر از کامران بزرگ نیا را معرفی کرده ام. بیداری، خواب بیداری، خواب بیداری همه را از نفس افتاده ام اما هنوز به شعر نرسیده ام عکس فوری عشقبازی، همچنانکه از نامش پیداشت مجموعه ایست از اشعاری که به سه موضوع می پردازد: عکس و فوریت و عشقبازی. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 16:23 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
"پرنده من" نشاندهنده توانایی نویسنده ایست که در عین سادگی و با شجاعت بسیار از ترسهایی که زنان را در خلال قرون محبوس چهاردیواری خانه نگه داشته اند حرف می زند و در صدد چاره ای برای نجات آنهاست. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم فروردین 1387ساعت 18:15 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
نیمی از رمان "عادت می کنیم" به عمد ساختار سریالی دارد و به قشر نو کیسه و مرفه ای که بالاتر از خیابان فرشته زندگی می کنند و بالای شهرنشین اند اختصاص دارد. توصیف زندگی سریالی و رستورانی و شکمی و لباس خریدن و در پاساژ گشتن و کافی شاپ رفتن. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم فروردین 1387ساعت 18:14 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
مرجان ساتراپي 22 نوامبر سال 1969 در رشت به دنيا آمده است. دختر يكي يكدانه ي خانواده اي روشنفكر و ماركسيست است و كودكي و نوجواني خود را در تهران گذرانيده است. تا زمان انقلاب، در مدرسه ي فرانسه زبان و مختلط ژاندارك و رازي درس خوانده است. نه ساله بوده كه انقلاب شده است. سالهايي از جنگ ايران و عراق را در تهران به سر برده و سپس اواخر سال 1984 به وين رفته و در دبيرستان فرانسه زبان شهر وين تحصيل كرده است. مرجان دوران بلوغ خويش را در اتريش سپري كرده است و سپس در هيجده سالگي به ايران بازگشته است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 17:43 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
مثل من مجموعه شش داستان از پرتو نوری علاء است که پنج داستان اول، داستان هایی کوتاه اند و داستان آخر "مثل من" که نام کتاب را هم بر خود دارد، بلندترین داستان این مجموعه است. چند داستان از این مجموعه را می توانید اینجا بر روی اینترنت بخوانید. مثل من یکی از نمونه های شاخص ادبیات مهاجرت توسط زنان نویسنده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 18:28 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
آخرين كتاب مرجان ساتراپي كه جايزه بهترين آلبوم جشنواره ي بين المللي كتابهاي مصور آنگولم 2004 را از آن خود كرد "خورش مرغ با آلو" نام دارد. "خورش مرغ با آلو" برخلاف نامش كتابي درباره ي آشپزي و شكم چراني نيست، بلكه درباره ي عشق به موسيقي است و نياز انسان به غذاي روح. "خورش مرغ با آلو" داستان هنرمندي است با سازش و با غم عشقش. هنرمندي كه سازش شكسته و ديگر هيچ تاري نميتواند دل شكسته ي او را مرهم بگذارد و ديگر هيچ سازي نميتواند به گوش او خوش آيند باشد و ديگر هيچ نغمه اي نيست كه به او اميد ادامه دادن به زندگي را ببخشد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 17:3 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
همين حالا
تحليل و بررسي رمان همنوايي شبانه ي اركستر چوبها / مهستي شاهرخي همنوایی شبانه ی ارکستر چوب ها، نوشته رضا قاسمي، چاپ آمريكا: نشر كتاب، بهار 1375، 233 ص من اينها را چرا براي تو ميگويم؟ كه ترا منصرف كنم؟ نه، كار من تمام است. خودم هم ميدانم." (ص45) تازه رمان پركشش همنوايي شبانه ي اركستر چوبها با همه ي شخصيتهاي غريب و ملموسش كه از زبان اول شخص مفرد نقل ميشود را تمام كرده ام و هنوز بعضي از جملات و لحظاتش را به وضوح به خاطر دارم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم دی 1385ساعت 18:0 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
معرفی کتاب دكتر نون زنش را بيشتر از مصدق دوست دارد، شهرام رحيميان، تهران، انتشارات نيلوفر، زمستان 1380، 111 صفحه، 750 تومان
پيش از اينها اين كتاب يك بار در خارج از كشور (در مجله بررسي كتاب، چاپ آمريكا) چاپ شده بود و حالا در داخل ايران چاپ شده است. چاپ اول "دكتر نون . . ." در آمريكا را با چاپ اول "دكتر نون . . ." در ايران مقايسه نكرده ام تا ببينم اين دو دكتر، هر دو، در هر جا كه باشند زنشان را به يك اندازه دوست دارند و يا اينكه در شيوه ي دوست داشتن دكتر محسن نون در ايران ديگرگوني هايي رخ داده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 16:26 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
به بهانه ي درگذشت ناگهاني سوسن خواننده محبوب و مردمي در غربت
بررسي دو كتاب «برادرم جادوگر بود» و «من هم بودم»/ مهستي شاهرخي يكي از جنبه هاي مثبت ادبيات فارسي برون مرزي، گستردگي آن است كه در هر حال، با خود نگاه و ديدي تازه نسبت به جهان گذشته و اكنون را به همراه دارد. انگار كم كم و نم نم داريم ياد ميگيريم كه با همه ي كوچكي خويش بر سطح پهناور جهان بي پناهي خود را ببينيم؛ گاهي شناور، زماني غرق شده، روزي به گل نشسته بر خاكي تازه و لحظاتي نيز به نحو غريبي ساكن. از سوي ديگر خو گرفتن به اين سكون تازه بر روي خاكي ناآشنا، مأنوس شدن به چيزهاي نامأنوس، مانند خو گرفتن به اضطرابي ابدي در دل اين جهان وسيع است. صداي مضطرب اكبر سردوزامي نيز يكي از همين آواهاي پريشاني ست. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 18:14 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
نگاهي به دو مجموعه شعر كامران بزرگ نيا: 1/ عمر زمين كوتاه است 2/ براي آنكه صدايم باد است
بهار 1997 تهران بودم. دوستي به ديدارم آمد و دو كتاب كوچك از كامران بزرگ نيا را برايم به ارمغان آورد. چاپ كتابها ساده و فروتن بود و تيراژشان محدود. پخش كتاب هم شيوه اي خودماني داشت. در آن روزها تعداد معدودي از نويسندگان جوان كه توان گذشتن از هفت خوان ناشر و اجازه نامه و غيره را نداشتند به شيوه اي محفلي يا زيرزميني كارهاي خود را چاپ و پخش ميكردند. نگاهي به اين دو دفتر شعر، در واقع نگاهي به پس پشت پرده فضاي ادبي روزگاري خاص "در سرزميني است كه مزد گوركن از آزادي آدمي فزون تر باشد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 18:19 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
تثليث - مجموعه 9 داستان كوتاه از حميد حمزه ناشر مولف، چاپ: فارابي و پژمان، تهران، تابستان 1372، 120 ص
تثليث (1) مجموعه نه داستان كوتاه است و نام نهمين داستان اين مجموعه، نيز "تثليث" است. پنج داستان اول كتاب، هر يك مجلسي را عيان ميدارند و نمايانگر شبي از هزار و يكشب هستند. ولي چرا شبي از هزار و يكشب؟ "حميد حمزه" از كه سخن ميگويد؟ "حميد حمزه" از چه سخن ميگويد؟ راستي اين پنج "مجلس" چه هستند؟ در اين پنج مجلس حميد حمزه چه ميگذرد؟ حميد حمزه با اين مجلس نويسي ها چه چيزي را ميخواهد برايمان بيان كند؟ آيا اين پنج مجلس "خمسه" حميد حمزه نيستند؟ شايد هم حديث پنج تن باشد؟ و اصلا چرا "مجلس" (2)؟ چرا كه در هر مجلس به رسم تعزيه داستان شهادتي را نقل ميكند. هر بار آدمهاي داستان در مكاني كه به جشن و سور و ضيافت ميماند دور هم جمع ميشوند و كسي قرباني ميشود، خوني ريخته ميشود، و انساني به قتل ميرسد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 18:22 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
پژواک در تبعید مجموعه ای از اشعار شیما کلباسی به زبان انگلیسی است. پژواک در تبعید کتابی است در هشتاد و پنج صفحه و ناشر کتاب آمریکایی است. پژواک در تبعید مجموعه شعر مدرنی است و شعر حزب الله هم که اخیراً برنده جایزه بین المللی هاروست شد در همین کتاب است. در بخش اول پژواک در تبعید، درونمایه اشعار، سیاسی و بشردوستانه و صلح جویانه است و در بخش دوم زنی دریچه ی قلبش را می گشاید و برایمان از عشق و از رنج و از زندگی در تبعید می گوید. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 23:49 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
به بهانه ی درگذشت ناگهاني سوسن خواننده محبوب و مردمي درغربت بررسي دو كتاب «برادرم جادوگر بود» و«من هم بودم» ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم مرداد 1383ساعت 23:15 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
هر وقت کتاب می خوانم اگر برایم جالب باشد یادداشت برمی دارم، دو بار، ده سال پیش، در دو شماره آوای زن، یادداشت هایم منتشر شد ناگهان متوجه شدم که آوای زن، آوای زنان نیست، پشت چهره ی زنان، احزاب و اهداف و مردان پنهان شده اند، میل به انتشار کارهایم را در آوای زن به کل از دست دادم. خوشبختانه الان وبلاگ وجود دارد و اینترنت وجود دارد و دیگر نیازی به همکاری با آوایی زنانه با اهدافی صد در صد سیاسی و بسیار مردانه نیست. چیزی که در اینجا می خوانید همان دو شماره است.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم آذر 1380ساعت 17:14 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ برای مطالعه ساکنان ایران به وجود آمده است تا آنها به دلیل شرایط سخت به این مطالب دسترسی آسوده تری داشته باشند. فراموش نکنید که همه ی حقوق نویسنده محفوظ است و هر نوع استفاده ای از این مطالب بدون اطلاع نویسنده اش کاملاً غیرمجاز و در نتیجه غیر قانونی و قابل پیگرد قانونی است. لطفاً به جای نویسنده تصمیم نگیرید. برای رعایت حقوق معنوی مولف لطفاًً مطالب وبلاگ را ذخیره نکنید. کپی نگیرید. فقط می توانید لینک مستقیم بدهید.
|
|
RSS
|

تجاوز در زندان

D'ILXCI À BAYAL, ETUDE COMPARATIVE DE DEUX OEUVRES DE SÂ'EDI

سفرنامه ها

طرح هایی برای کشو (مجموعه داستان)

تئاتری ها: مجموعه مقاله

ادبی ها: مجموعه مقاله

Poetry of Iranian Women, A Contemporary Anthology


رمان صبح نهان

روسپی و روسپیگری در شعر زنان

زنان در آئینه ی سینمای ایران

شالی به درازای جاده ی ابریشم

آسمان نادور است

شبان نیکو

Another Sea, Another Shore: Persian Stories of Migration
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED