![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ حاوی مقالات مهستی شاهرخی می باشد |
|
در ویکیپدیا: The Vagina Monologues بیوگرافی او انسلر در سایت v day ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 18:41 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
نوشتم "آقای وثوقی" چون شما را هیچ نمی شناسم و نوشتم "بهروز عزیز" چون از وقتی یادم می آید ترا می شناسم. درست یک وجب بودم و رفته بودم سینما و تو بزرگترین و قوی ترین آدم دنیا بودی. تمام عرض و طول پرده را فتح کرده بودی و گسترده بودی خود را بر پهنه ی بیکران سینما. همه ی عضلات سر و صورت و دست و شانه هایت را می شناسم. نگاهت را می شناسم پرش ریز زیر چشمهایت را می شناسم. دستهایت! نحوه ی کبریت کشیدنت! صدایت؟ صدا؟ صدا صدای خودت بود و در ذهنم حک شده است. چشم بسته ترا از صدایت هم می شناسم. ترا بهتر از پدرم و بیشتر از هر مردی در زندگیم، از همان اول می شناسم و بارها و بارها دیده ام. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 0:55 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
در مورد مارینا نعمت و کتابش "زندانی تهران" حرف بسیار است و به همین دلیل رادیو همبستگی برنامه مخصوصی در این باره داشته است. در این برنامه آقای ناصر یوسفی با افراد مختلفی مصاحبه کرده است و نظرات آنان را جویا شده است: ایرج مصداقی و مرجان افتخاری و سودابه اردوان و مارینا نعمت و منیره برادران و فریبا مرزبان و نسرین پرواز و مهستی شاهرخی و شیما کلباسی همگی در این برنامه به صورت فشرده نظرگاه خود را بیان می کنند. برنامه مخصوص رادیو همبستگی درباره کتاب "زندانی تهران"مارینا نعمت مارینا نعمت: زندانی تهران یا طعمه ی جدیدی برای جماعت سانسور و قاطعیت تبعید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 17:52 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام تیر 1386ساعت 2:11 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
آقای مسعود نقره کار به صورت خصوصی پیامی برای پوزش خواهی فرستاده بودند که چون من این آقا را هیچ نمی شناسم و هیچ گونه مسئله ی خصوصی با ایشان ندارم آن پوزش خواهی را در اینجا منتشر می کنم.
خانم شاهرخی عزیز سلام, امیدوارم شاد وسلامت باشید , متاسفم که نوشته من شما را اینقدر عصبانی کرده است , امید وارم من را ببخشید. من در قسمت دوم این مقاله در این مورد توضیح می دهم . باز هم از اینکه باعث رنجش شما شدم عذر می خواهم. با احترام : مسعود نقره کار
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 14:14 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
سیزدهء نوروز بود. همهء مردم بیرون شهر همجوم آورده بودند - من پنجرهء اطاقم را بسته بودم، برای اینکه سر فارغ نقاشی بکنم، نزدیک غروب گرم نقاشی بودم یکمرتبه در باز شد و عمویم وارد شد- (بوف کور) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 15:25 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
نهم آوریل ممکن است برای خیلی ها هیچ معنایی نداشته باشد و روز خاصی نباشد ولی صادق هدایت در شب هشتم آوریل در خانه اش واقع در شماره سی و هفت مکرر خیابان شامپیونه در منطقه هیجدهم پاریس با گاز خودکشی کرد. در روز نهم آوریل، او دیگر این دنیا را ترک کرده بود. خانه ی هدایت نه نزدیک مونپارناس بود و نه به سن میشل نزدیک بود. شامپیونه، خیابانی معمولی در منطقه هیجدهم پاریس است. یک خیابان معمولی با مردم معمولی و ساختمانهای معمولی و در یک محله معمولی. یک خیابان افقی در شمال پاریس که از منطقه هفده و هیجدهم می گذرد. تا دیر نشده باید راه بیفتم و بروم دم خانه ی هدایت. باید کاری کنم که امشب خود را نکشد. باید لوله گاز را ببندم و باید خودم را به موقع برسانم. پیش از آنکه در را به روی دنیا ببندد. هوا خیلی بهاری است. آسمان بدجوری آفتابی است و برای مردن هنوز خیلی زود است. باید راه بیفتم. مطلب مرتبط: صادق خان خانه نبود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 14:35 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ برای مطالعه ساکنان ایران به وجود آمده است تا آنها به دلیل شرایط سخت به این مطالب دسترسی آسوده تری داشته باشند. فراموش نکنید که همه ی حقوق نویسنده محفوظ است و هر نوع استفاده ای از این مطالب بدون اطلاع نویسنده اش کاملاً غیرمجاز و در نتیجه غیر قانونی و قابل پیگرد قانونی است. لطفاً به جای نویسنده تصمیم نگیرید. برای رعایت حقوق معنوی مولف لطفاًً مطالب وبلاگ را ذخیره نکنید. کپی نگیرید. فقط می توانید لینک مستقیم بدهید.
|
|
RSS
|


ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
Free counter