تبليغاتX
چشمان بیدار
این وبلاگ حاوی مقالات مهستی شاهرخی می باشد

دو سال پیش در ارتباط با مصاحبه یا محاکمه مطبوعاتی یک زن تواب توسط دو روزنامه نگار، جنجالی به راه افتاد و مطالبی نوشتیم تا دیگر اینطور نباشد و در قلب اروپا رفقا با چماق چپگرایی پوک خود، تحت لوای مصاحبه، به محاکمه صحرایی این و آن دست نزنند و فرهنگ تواب سازی و توبه، حداقل در میان جناح اپوزیسیون منسوخ شود. درست در همین ارتباط بود که مقاله کالبدشکافی یک رویارویی را نوشتم./

خانم نادره افشاری طی دو برنامه در رادیوی صدای شما مقاله کالبدشکافی یک رویارویی را مورد بررسی قرار داده داده اند و در حین خواندن مقاله کالبدشکافی یک رویارویی یک بار دیگر مبحث تواب و تواب سازی را در میان ایرانیان مورد مطالعه قرار داده اند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:4  توسط مهستی شاهرخی | 

كتاب جديد مهستي شاهرخي بر خلاف كتاب هاي قبلي او كه در ژانر ادبيات داستاني قرار مي گرفتند، مجموعه اي از شعرهاي او را در بر مي گيرد؛ شعرهايي كه ايده آنها به گفته خود شاعر، در نمايشگاهي به مناسبت صدمين سالگرد تولد ژان پل سارتر در ذهن او شكل گرفت...
شاهرخي در مقدمه اين كتاب نوشته است: «ادعاي شاعر بودن ندارم و هيچ معتقد نيستم كه آنچه اينجا نوشته ام لزوماً "شعر" ناميده مي شود ولي چه كنم؟ اين طوري بيرون مي آيد و اين طوري از درونم پاشيده شده به بيرون. راحت تر است كه اين طوري نوشته شود. من هيچ كاره ام. البته در اين سال ها به سادگي برتولت برشت فكر كرده ام و به رواني ژاك پره ور و به تعهد ژان پل سارتر...»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 17:3  توسط مهستی شاهرخی | 

يادم می آيد که برخی در ايران معتقدند که زنان ايران قبل از اسلام هم با حجاب بوده اند و دليلی را هم که ارائه می دهند اين است که در هيچ موزه ای نه تنها يک زن عريان ديده نمی شود بلکه اصلاً مجسمه ی زن وجود ندارد که نشان از اين باشد که زن ها هم می توانسته اند مثل مردها آزاد باشند. اتفاقا مهستی شاهرخی، با استناد به وجود اينگونه مجسمه ها در موزه های خارج، نتيجه می گيرد که: «اشیای مربوط به زنان و یا الهه ها و اندام برهنه زنان، همگی متعلق به موزه های خارج از کشورند و از این رو نشاندهنده ی این مسئله که (در داخل ايران) اشیای باستانی با نقوش زنان در هزاره های پیش از اسلام قابل دیدار برای عموم نیستند و اگر این اشیاء تاکنون نابود نشده باشند دور از انظار عمومی در انبارهای موزه ایران باستان در حال پوسیدگی به سر می برند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 18:36  توسط مهستی شاهرخی | 

نگاهی به "شالی به درازای جاده ابریشم"/ محمد صفریان

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 12:42  توسط مهستی شاهرخی | 

"جمهوری فریاد"

یادداشتی بر مجموعه شعر "جمهوری سکوت" اثر مهستی شاهرخی

عزت گوشه گیر 

مهستی شاهرخی می داند در کجا ایستاده است. می داند زمان تنگ است و رویدادها هولناک و حرف بسیار... پس عکاسٍ لحظه ها می شود با واژه... شاعرٍ آن لحظه ها می شود و می داند که اگر هم جوهر آن لحظه ها را همچون نوزادی بدنیا نیاورد، مرگ، نوزاد را به آسانی با خود می برد و مثل خاطره ای مبهم در ته و توی جایی در تاریخ گم می کند. شاعر نمی خواهد آن لحظه ها گم بشوند، پس ثبت شان می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 23:0  توسط مهستی شاهرخی | 


روز دوازدهم سپتامبر ۲۰۰۷ خانم شهرنوش پارسی پور به دعوت انجمنی از نویسندگان و ناشران آمریکایی در مورد ادبیات داستانی امروز ایران سخنرانی داشتند و ایشان در مورد چهار نویسنده ایرانی صحبت کردند. دو زن و دو مرد. دو نویسنده ساکن ایران و دو نویسنده مهاجر. آثار داستانی سپیده شاملو و یعقوب یادعلی و ایرج رحمانی و مهستی شاهرخی موضوع صحبت خانم پارسی پور بود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 10:22  توسط مهستی شاهرخی | 
 

حالا از "شبان نیکو" و "شالی به درازای جاده ابریشم" پرم، اما این سطور  تنها حسم نسبت به کتاب است . در سراسر کتاب با زنانی مواجه بودم تنها و خسته از سنت و از غربت. زنان تنهایی که مثل خزه سنگ، به اولین مردی که موج؛ آنها را رسانده می چسبند و همه چیز را در طبق اخلاص می بخشند و باز آنچه می یابند، ته مانده دست خورده دیگران است که با حقارت، و هر بار با روشی دیگر به آنها داده می شود، تا آخرین ته مانده قدرت و غرور را نیز از آنان بگیرد و زنان تسلیم، قانع و سر به راه را در ته مطبخ؛ اسیر خیالی دور کند که به مرور جز افسردگی، حقارت و نازیبایی ازآنها چیزی به جا نمی گذارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 11:36  توسط مهستی شاهرخی | 

تنها يک سرنوشت؟ تنها يک سرنوشت مي تواند مرا با زني ديگر پيوند دهد؟ و تنها سهم من اين است؟ آيا تنها ستمي مشترک که بر ما زنان روا مي شود سرنوشت مرا با زنان ديگر پيوند مي دهد؟ چرا سرنوشت من خوشبخت نيست، و چهره اش غمگين است و آن را "خوشبختي سوخته" نام داده اند؟ (جوليا کريستوا)
چه زماني اين چهره قادر است بخندد، آشکارا خود را بسرايد، برقصد و استقلال خود را در جشني با شکوه ثبت کند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 12:56  توسط مهستی شاهرخی | 

 چند روز پيش ايميلی داشتم از خانم مهستی شاهرخی در ارتباط با سخنان آقای مجيد روشنگر مدير نشريات «کاکتوس» و «بررسی کتاب» در مورد ايشان؛ يکی سخنانی مربوط به دو سال پيش و مبنی بر اين که مهستی کتاب خود را قبل از چاپ برای ايشان فرستاده است، و يکی هم سخنانی آمده در مصاحبه اخير آقای روشنگر با يکی از نشريات داخل ايران و اين  که گفته شده خانم مهستی شاهرخی خودشان کتاب «شالی به درازای ابريشم» را برای «جشنواره انتخاب کتاب» به ايران فرستاده اند.

راستش، اگر من قبلاً در جريان جشنواره و ماجرای کتاب خانم مهستی قرار نگرفته بودم، حتماً ايميل و مطالب ايشان را خطاب به اقای روشنگر می خواندم و، با ابراز تأسفی، از اين ماجرا می گذشتم. اما از آنجايي که من دو سال پيش و بدون هيچ دوستی و آشنايي با خانم شاهرخی(بيرون از کارهای ادبی ايشان) در جريان ماجرای جايزه دادن به کتاب ايشان قرار گرفتم و در همين ستون درباره آن نوشتم، امروز هم خودم را موظف می دانم که نکاتی را همين جا بنويسم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 0:52  توسط مهستی شاهرخی | 

Exilic literature, formed by the experience of exile and isolation, challenges popular understanding of national identity, gender relations and sexuality. A novella written by a French - Iranian writer, Mahasti Shahrokhi, Shali beh deraza-ye jaddeh-ye abrisham (A Shawl as Long as Silk Road) is an example of exilic literature. Published in 1999, A Shawl (135 pages) is about an Iranian woman migrant in London whose partner is an Englishman with little knowledge of Persian. The heroine's pregnancy and her subsequent dialogue with the foetus constitute the major theme of the text. This paper analyzes the use of language, home, gender identity and sexuality in the context of exile in which the traditional understanding of these concepts are provoked and de-familiarised.

Sixth Biennial Conference of Iranian Studies


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 14:41  توسط مهستی شاهرخی | 

پگاه احمدیبه : قاب

 و 

به "شالی به درازای جاده ی ابریشم"

که مثل زخم ، زیر ِ خون ِ من است .

 

 رُم ، شهر ِ بی گناه !

 

 

تو جهانت می شود بزرگ ، آنجولینا  نیست ؟

 

در الجزیره و لبنان می شود بزرگ ، نیست ؟ کودکانت ، نیست ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 0:51  توسط مهستی شاهرخی | 

سفر خانم «مهستي شاهرخي» به آلمان براي داستان خواني بهانه اي شد براي نگاهي ديگر به كتابش «شالي به درازاي جاده ابريشم»، و اين نوشته حاصل آن است. نميدانم بگويم رمان، نوول و يا داستان بلند، به هر حال فرقي هم برايم ندارد. اين را واگذار ميكنم به تكنيك پردازان كه برايشان تكنيك كتاب مهم است و نه اين كه كتاب چه ميگويد. البته كه تكنيك و چگونگي گفتن مهم است ولي براي چه؟ آيا نه براي اين است كه بهتر بتواني با خواننده ات رابطه برقرار كني؟ اين كتاب با من خواننده رابطه برقرار كرد، همين براي من مهم است. از غروب كه كتاب را شروع كردم تا نيمه شب كه آن را تمام كردم، با «زن» رفتم، به درد دل هايش گوش فرا دادم، به طنز تلخ و نگاه سرد و در عين حال گله آميزش به رابطه، به عشق و اين سردرگمي و معلق بودنش در هوا.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 11:27  توسط مهستی شاهرخی | 


 نگاهم افتاد به کتاب مشهور و نامی شالی به درازای جاده ابریشم . نخوانده بودم . بعید بود که آن را نخوانده بودم . بعضی کتاب‌ها انگار شرح حالند . برای همین شاید آن همه وقت نخوانده بودم این شرح حال نه مرا که می‌توانست شرح حال مرا هم داشته بوده‌باشد. تو داشتیش کتاب را . نویسنده‌اش برایت امضا کرده بود با امیدهای سبزی و جوانی برای تو . حالا نویسنده‌اش تو را از کجای ذهن و زبان من پیدا کرده بود این برای خودش عجایب‌رازی‌ست. دادی به امانت که بیاورم و بخوانم. امشب که می‌خواندم این دردنامه را ، عجیب به یاد تو می‌افتادم در هر سطرش با هر کلمه‌اش .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 23:18  توسط مهستی شاهرخی | 

 

 

نگاهی به "شالی به درازای جاده ابریشم"

 شهرنوش پارسی پور

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 23:20  توسط مهستی شاهرخی | 

 

در هيچ نوشته اي، نمي توان تاريخ آن نوشته را از نوشته حذف كرد. نوشته، در مجموعه اي از اثرات رويدادهاي دوراني، شرايط جغرافيايي و در جمعي از اضداد متولد مي شود. و خواندن يك نوشته و نوع تاثير آن بر خواننده نيز بي ارتباط به اين فاكتورها نيست.

رمان "شالي به درازاي جاده ابريشم" را در زماني كه لبنان دارد زير تنه سنگين تجاوز اسرائيل مقاومت مي كند، دوباره خواني كردم. و تصوير زني با فريادهاي دلخراش در حالی كه به زور او را از كودكش جدا مي كردند، مرا دوباره به "كتايون" شخصيت اصلي رمان پيوند زد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 10:12  توسط مهستی شاهرخی | 

خبرگزاری ايسنا گزارش داده است که مهستی شاهرخی، نويسنده و شاعر مقيم خارج از کشور، در ايران برنده جايزه ی ويژه ی نويسندگان و منتقدان مطبوعات شده است. اما گويا اين جايزه را دریافت نکرده اند، لااقل تا اين لحظه که من اين مطلب را می نويسم، دریافت نکرده است. ايشان چندی پيش علناً خواسته بود تا نامش را از ليست کسانی که می خواهند جايزه بگيرند کنار بگذارند. اما متولیان جايزه نه تنها به خواست او توجه نکردند بلکه به

ايشان جايزه هم دادند. ماجرا خيلی جالب است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 14:0  توسط مهستی شاهرخی | 
می خواهم درباره شخصيت زن "شالی به درازای جاده ابريشم"، رمان مهستی شاهرخي، نويسنده ايرانی مقيم فرانسه بنويسم. او اسمی ندارد. يعنی حتما داشته است اما در داستان، هيچگاه کسی او را به نامش صدا نمی کند. او جايی هم ندارد؛ حتی يک گوشه ده سانتيمتری برای خودش و تنها برای خودش. شايد از اين جهت شبيه شخصيت زن رمان دفترچه ممنوع باشد که تنها زمانی می فهمد که در اين خانه و زندگی چندين ساله، هيچ مکانی "اختصاصا" مال او نيست، که دفترچه ای برای خودش می خرد.

مفهوم "فضای اختصاصي" که عميقا با هويت فردی انسانها گره خورده است، يکی از مفاهيم اساسی در زندگی زنان است؛ از اين رو که بسياری از زنان در روند خود آگاهی و هويت يابي، درمی يابند هيچوقت واقعا مالک جايی برای خود نبوده اند؛ نه در فضاهای فيزيکی و نه در فضاهای ذهنی آدمهای دوروبرشان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 14:53  توسط مهستی شاهرخی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ برای مطالعه ساکنان ایران به وجود آمده است تا آنها به دلیل شرایط سخت به این مطالب دسترسی آسوده تری داشته باشند. فراموش نکنید که همه ی حقوق نویسنده محفوظ است و هر نوع استفاده ای از این مطالب بدون اطلاع نویسنده اش کاملاً غیرمجاز و در نتیجه غیر قانونی و قابل پیگرد قانونی است. لطفاً به جای نویسنده تصمیم نگیرید. برای رعایت حقوق معنوی مولف لطفاًً مطالب وبلاگ را ذخیره نکنید. کپی نگیرید. فقط می توانید لینک مستقیم بدهید.

پیوندهای روزانه
معنا گذاری و سانسور در اینترنت
هرگز به سانسور و بازمعناگذاری کارم توسط دیگران رضا نداده ام،
چون احوال مزدوران نویسیم
پرونده شرق
قانون حقوق مولف ایران پاسخگوی نیازهای امروز نیست
نشر دروغ
استعاره در شعر جرم نیست
فقط می توانید لینک مستقیم بدهید
آزادی بیان به سبک ایرانی
آیا سکوت خواهید کرد؟
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
شهریور 1384
بهمن 1383
آبان 1383
مهر 1383
مرداد 1383
دی 1382
شهریور 1380
آرشیو موضوعی
راه های مبارزه با سانسور
ادبیات
تئاتر
زنان
هنرهای معاصر
گوناگون
پژوهش ادبی
گزارش هنری فرهنگی
مصاحبه ها
زنان هنرمند
معرفی کتاب
داستان
چهره های ادبی
مقاله
منتخب نقدهای نوشته شده بر کتابهایم
ترجمه
نشر الکترونیکی چشمان بیدار
رمان "صبح نهان"
ویژه نامه های چشمان بیدار
پیوندها
صفحه من در سایت ایرانیان
صفحه من در سایت ایراندخت
صفحه من در "آواهای دیگر" به انگلیسی
کتاب "زنان در آینه ی سینمای ایران"
کتاب "شالی به درازای جاده ابریشم"
کتاب "شبان نیکو"
کتاب "آسمان نادور است"، مجموعه مطالبم در مورد ساموئل بکت
ویژه نامه های چشمان بیدار
کتاب "جمهوری سکوت"
بنیاد میراث پاسارگاد
نجات دشت پاسارگاد
وبلاگهای ایرانیان خارج از کشور
چشمان بیدار
چشمان دیگر
چشمان زنان
جمهوری سکوت
روسپی و روسپیگری در شعر زنان
زن در سینمای ایران
فرهنگ رقاصه ها و جاهل ها
اعدام!!! سنگسار!!!
آموزش زبان فرانسه
فرانسه قدم به قدم
سایت سفارت فرانسه در ایران
انجمن ایرانشناسی در فرانسه
اطلاعاتی در مورد بلژیک
روزنامه های مهم را ببینیم
اکسیر
زن و زندان
ویژه پورنو یا طنز
فریاد زنان سر شکسته
ویژه صادق چوبک
ویژه غلامحسین ساعدی
بازنگار
چشمانی دیگر
ابزار فارسی
آریا نویس
نشریه فرهنگی مردم لرستان
ویژه نامه های چشمان بیدار
معنای کلمات در فرهنگ معین و دهخدا
اصطلاحات ادبیات فارسی
دیوان شاعران پارسی گوی
زبان و ادبیات فارسی
غلطهای مشهور در زبان فارسی
پیرامون سره نویسی
غلطهای مشهور از دید سعید نفیسی
پیرامون گسترش زبان فارسی
آثار سخنسرایان پارسی گو
کتاب ویس و رامین
ویکیپدیای فارسی
ایرانیکا
پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران
سایت های مرجع برای پژوهش
کانون پژوهشهای ایرانشناختی
ناگفته های انقلاب پنجاه و هفت
نویسندگان و شاعران فرانسه
ادبیات اسپانیایی زبان
تاریخچه خط فارسی
ادبیات ایتالیا
غلط املایی
گاهنامه سیاسی ایران
شاه کلیدهای دیالوگ نویسی
آوای آزاد: آثار شاعران معاصر ایران
وورد پرس فارسی
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان
















ALL RIGHTS RESERVED


ˆ

ALL RIGHTS RESERVED



ALL RIGHTS RESERVED

Nedstat Basic - Free web site statistics
Personal homepage website counter
Free counter