![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ حاوی مقالات مهستی شاهرخی می باشد |
|
"جمهوری فریاد"
یادداشتی بر مجموعه شعر "جمهوری سکوت" اثر مهستی شاهرخی عزت گوشه گیر مهستی شاهرخی می داند در کجا ایستاده است. می داند زمان تنگ است و رویدادها هولناک و حرف بسیار... پس عکاسٍ لحظه ها می شود با واژه... شاعرٍ آن لحظه ها می شود و می داند که اگر هم جوهر آن لحظه ها را همچون نوزادی بدنیا نیاورد، مرگ، نوزاد را به آسانی با خود می برد و مثل خاطره ای مبهم در ته و توی جایی در تاریخ گم می کند. شاعر نمی خواهد آن لحظه ها گم بشوند، پس ثبت شان می کند. زندگی در تبعید در عین شتاب، تکرارٍ سرد روزمرگی را در جوارش دارد. تکرار انزوا و بی همنوایی را... تکرار رنج و عصبیت ... تکرار به منزلهءتأکید بر آنچه تیرگی که تلخی می آفریند و تلخی که خشم و اعتراض ... و زبانٍ شاهرخی آمیختهء همهء این تکرارهای درونی و بیرونی است. زمان شباهت زیادی به دوران جنگ جهانی دوم دارد؛ به قرون وسطی، به امپراطوری رم باستان، و دورتر و دورتر... به دوران غارنشینی... دوران نئان درتال... پس شعر بخاطر اینکه سریعتر در گوش بچرخد و در ذهن ثبت شود، مجبور است رنگ شعار بگیرد. پس حماسه های شعاری ساخته می شوند با زبانٍ محاوره... زبانی که انسان تبعیدی با آن اندیشه هایش را بیان می کند. زبانی که در سیادت زبانٍ کشور میزبان، طبیعتاً در اقلیت مانده است. و حیاتش در کنار آدمهای دیگر، هوایی دیگر و زیستی دیگر و جمهوری دیگر دوام پیدا می کند و رشد می کند. و ایماژها و معناها و تحلیل ها و لایه ها و شاعرانگیٍ صدا و ویژگی خودش را پیدا می کند. شاهرخی به سادگی زبانٍ فروغ فرخ زاد و سهراب سپهری رجوع می کند و از زبانٍ ژورنالیستی وام می گیرد. از زبانٍ روزانگی... زبانٍ لابه... زبانٍ خشم... زبانٍ عصبیت های پشت درهای بسته... زبانٍ طعنه، زبانٍ نیشدارٍ کنایه و از زبانٍ هجو و هزل وام می گیرد و در این زبان همه چیز و همه کس را به چالش می کشد. از حاکمان گرفته تا طیفی از نویسندگان و شاعران، فیلمسازان، و فمینیست های ایرانی. هر چند شعر حاصل دریافت یک لحظه است با طیف رنگها، مودها، حساسیت ها، اندیشه ها و برخوردهایش، اما با توجه به خصلت شعر و خصلتٍ خالصٍ بیانٍ شاعر در دیدن و ثبت تلخی ها، پیوسته داستان "در بیشه زار" رایونو سوکه آکوتا گاوا در ذهنم جرقه می زند و نسبیتٍ قضاوتٍ انسان در تاریخ و گوناگونی تعبیراتٍ انسان ... و گالیله که از کنجٍ زندان متعصبین و مستبیدین مذهبی - یک قدم به عقب می گذارد تا برای ادامهء حیاتٍ "حقیقت" دو قدم جلو بگذارد. شاهرخی شعرهای کتاب "جمهوری سکوت" را درباره حاکمیت جمهوری اسلامی نوشته است. رژیمی که با تمام ابزارهای سرکوب خواسته است سکوت را بر جامعه مستقر کند. اما سنتز فشار، مقاومت و مقابله و اعتراض است. و این کتاب افشانامه ای است در برهنه کردن سیستمی که ایستادگی اش در تحمیل ترور و وحشت و سرکوب است. شاهرخی در تصویرگری جامعه در اشعاری همچون "زیر چراغهای برق"، "جمهوری سکون"، "جمهوری توبه" و "جمهوری دروغ" بسیار موفق است. نه فقط در زبان که آمیخته ای است از شاعرانه کردن زبانٍ ژورنالیستی، مصاحبه، خاطره نگاری و درددل، بلکه یک نوع تاریخ نگاری دورانی است مبتنی بر دیدی ریزبینانه... اما در این ریزبینانگی حضور سیاستگران شطرنج باز در حیطهء بین المللی محو است. همچنین لازم می بینم اشاره کنم که در زبان فارسی با ظرافتٍ "دیدن"، به حساسیت های آسیب دیدگان جسمانی و روحی توجه کنیم و زبانٍ فروتر انگاشته شدن را از زبانٍ فارسی پاک کنیم. ".... کوراند لابد! در تاریکی اند چشم شان نمی بیند که زیر هر تیر چراغ برقی زنی ایستاده است؟" نابینایی ناخودآگاه به زبانٍ تحقیر تبدیل شده است. نابینایان به زبانٍ تمثیلیٍ تاریخی در فروتر انگاشته شدنٍ آنان، بسیار بینا و حساسند. همانگونه که "کوتاه قدان" وقتی که به "کوته اندیشان" و "تنگ نظران" منتسب می شوند. آنچه در مجموعه شعر مهستی شاهرخی بارز است، رنج عمیق انسانی اوست از ستم انسان بر انسان، از گسترش ابتذال... و فریاد خشم و اعتراض اوست به فرهنگی که انسان را لحظه به لحظه به قعر مردابی متعفن فرو می برد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 23:0 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ برای مطالعه ساکنان ایران به وجود آمده است تا آنها به دلیل شرایط سخت به این مطالب دسترسی آسوده تری داشته باشند. فراموش نکنید که همه ی حقوق نویسنده محفوظ است و هر نوع استفاده ای از این مطالب بدون اطلاع نویسنده اش کاملاً غیرمجاز و در نتیجه غیر قانونی و قابل پیگرد قانونی است. لطفاً به جای نویسنده تصمیم نگیرید. برای رعایت حقوق معنوی مولف لطفاًً مطالب وبلاگ را ذخیره نکنید. کپی نگیرید. فقط می توانید لینک مستقیم بدهید.
|
|
RSS
|





ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
Free counter