تبليغاتX
چشمان بیدار - ادبیات و پورنوگرافی
این وبلاگ حاوی مقالات مهستی شاهرخی می باشد

در تعطیلات نوروزی در سایت ایرانیان هجویه ای از شاعری گمنام خواندم که باعث شد سئوالاتی بسیاری به ذهنم هجوم بیاورد. آیا "دو آخوند پلید" ادبیات است؟ آیا وقتی از مبارزه در راه آزادی بیان حرف می زنیم باید از چنین آثاری دفاع کنیم؟ آیا توانسته ایم مرزهای پورنوگرافی و اروتیسم و ادبیات را مشخص کنیم؟ آیا تعریف درستی از ادبیات داریم؟


در قطعه "دو آخوند پلید" که به ظاهر قطعه ای ضد آخوند است آنچه در وهله ی اول به نظرم رسید این بود که شاعر حتماً مردی است که فیلم پورنو زیاد دیده است و به سبک ایرج میرزا خواسته است شعری بسراید. تاریخ شعر درست است که مجهول است ولی به دوران جمهوری اسلامی و زمان فعلی نزدیک تر است تا سال 1340 و اما از لحاظ اندیشه، شعر عارف قزوینی بسیار عمیق تر و پیشروتر است تا این هجویه سطحی ضد آخوند. تا یادم رفته بنویسم که مخالفت با ارتجاع و مبارزه با سنتهای قرون وسطایی ما را در یک صف واحد قرار نمی دهد. شعری چنین سطحی و چنین مردسارانه که در ابتدای شعر، صحبت از قدرت آلت تناسلی مرد است و در انتهای شعر همان آلت تناسلی چون درفش کاویانی پرچم و راهنمای شاعر می گردد و اشاره ی کوته فکرانه ی شاعرانه به فروید برای حقانیت بخشیدن به منش و نگرش خود، شعر را پیش از آن که یک مبارزه روشنگرانه علیه ارتجاع تبدیل کند به یک فانتزی پورنوگرافیک مردانه تبدیل کرده است که در پایان پیروزی با آلت تناسلی افراشته ی مرد است. آلتی که به راه افتاده و اکنون می خواهد ملتی را به دنبال خود بکشد، در حالی که هیچ شناختی از ژرفای شهوت اقیانوس مانند زن ندارد، حفره ای که بی آن که آلتش همیشه افراشته باشد می تواند همه چیز را در درون زهدان مادرانه و مرموز خود محو کند.
مرد پرستی و آلت پرستی و ارادت بی پایان شاعر به آلت مذکر، نشانه ای واضح از گرایش همجنسگرایانه ی مرد به مرد است که فانتزی شاعر آن را به شکلی نمادین نشان می دهد. شاعر ابتدا خود را در موضع فرودست (زن از نظر ایشان) قرار می دهد تا شیخی مانند خنرزپنزری با کلمات شهوت آمیز او را تحریک جنسی و شهوانی کند! سپس این موجود بیگناه و عفیف در هنگام رابطه جنسی و حین جماع (بنابه درخواست شیخ و شاعر) در بالا و رو قرار می گیرد چون به گفته ی مردشیخ لذتش بیشتر است. در واقع در این پوزیسیون، شیخ و شاعر و مرد هر سه یکی هستند که از انجام عمل جنسی با مردی دیگر لذت بیشتری می برند و میل دارند در پوزیسیون فرودست مورد عمل جنسی توسط مرد دیگری قرار گیرند سپس باز شیخ انترگونه ی دیگری که از پشت پرده لخت بیرون می زند و یک عمل جنسی سه نفره صورت می گیرد که در آن زن و میلش محو می شود تا شیخ و شیخ دیگر از طریق شخص سوم به هم نزدیک تر شوند و بیشتر با هم درآمیزند.
نکته ی دیگر ارادت و انتخاب شاعر از نقطه ی حرکت تا پایان بر روی آلت مذکر است که از خود شیفته گی و آلت پرستی شاعر نشات گرفته است. چرا دارم اینها را می نویسم؟ چون می خواهم بگویم هر پورنوگرافی و یا هر ممنوعه نویسی ای لزوماً ادبیات نامیده نمی شود و آلیاژ ادبی این کارها بسیار کم است و بیشتر آن نوشتن ممنوعه ها و فانتزی هاست که مردم را به سوی این نوشته ها میکشاند. اشکال سانسور اینست که خشک و تر با هم می سوزند و ممکن است یک اثر خوب با یک چنین اشعاری همزمان مخفیانه دست به دست و به شکل زیر زمینی پخش شوند. در حالی که اگر فشار سانسور کمتر بود خواننده مجبور نبود تا ذهن و وقت خود را با چنین اشعاری بگذراند.
می دانید در جامعه ی آزادی مانند فرانسه، کسی که علاقه مند به خواندن چنین کارهایی باشد به سکس شاپ می رود و رمان و داستان و مجله اش را از آنجا می خرد و کسی که به دنبال ادبیات باشد به کتابفروشی معمولی و یا کتابفروشی ادبی می رود و اثر مورد پسند خود را پیدا می کند. ولی در جامعه ی بسته و پر از تابویی مانند ایران که شدت ممنوعیت ها همه چیز را زیر زمینی کرده است خواننده ی کنجکاو ناچار است هر چیز زیرزمینی را ببیند و بخواند و در نتیجه هیچ چیز سر جای خودش نیست.


ادبیات می تواند پورنو هم باشد ولی لزوماً هر پورنویی ادبیات نیست. ادبیات به زندگی برش عمقی می زند و غرض از نوشتن، نوشتن بیغوله های ذهن و جستجو و کشف در زندگی خصوصی فرد و جمع است. سکس بخشی از زندگی است همانطور که آلت تناسلی و یا به قول شهرنوش پارسی پور "اندام باروری" جزوی از بدن است ولی لزوماً همه ی بدن نیست. انسان گوش دارد، انسان چشم دارد. انسان بینی دارد. انسان قلب دارد و انسان سر هم دارد. درون سر، مغز هست که فکر می کند و در نهایت مغز است که بر همه ی اندامها حکم می راند. چشم می بیند، بینی بو می کشد، گوش می شنود، کنجکاو می شوی و نگاهش می کنی و قلبت به شماره می افتد و ناگهان می بینی که بدجوری دلت او را می خواهد. دلت می خواهد او را بین دستانت بگیری. شانه هایش را بفشاری و یا سر بر سینه اش بگذاری و با سر انگشتانت تنش را لمس کنی. پایین بسری و بالا بیایی و پنجه در موهایش فرو کنی و لبان نیمه باز و داغش را ببوسی و نفس گرمش را در پشت گوشهایت احساس کنی. چرا اینها را می نویسم؟ چون می خواهم بگویم انسان فقط یک آلت تناسلی و یا یک اندام باروری نیست. انسان بیش از اینهاست. انسان را تا این حد تحقیر نکنید. ادبیات راز شناختن انسان است و از این زاویه نمی توان زنی محجب و نجیب و مسلمان که به دیدار شیخ می رود تا مسایل دینی خود را بپرسد در اثر کلمات شیخ تحریک شده و به آکله ای تبدیل شود که مانند یک روسپی کارکشته به انواع پوزیسیونهای جماع با شیخ تن بدهد و حتا جیغ خفیفی هم از سر مخالفت با جفت گیری با بوزینگان سر ندهد. از آن طرف شیخ و یا آخوند و یا هر مرد دیگری می تواند هرزه و یا زن باره باشد ولی بعید به نظر می رسد که ناگهان شیخ به معلم و تعلیم دهنده ی اعمال جنسی تبدیل شود تا در پایان به یک سکس سه نفره برسند.


این ماجرا سوژه ای پورنو و زاییده فانتزی مردانه است که البته به نظرم شاعر به دلیل ارادت خود به آلت جنسی مذکر که برایش تبدیل به قبله ی عالم شده و بیش از هر چیز، به خاطر میل بسیار به همجنسگرایی از ذکر نام خود خودداری کرده است تا موانع و سانسورها و علتهای دیگر. بگذریم، نوشتن این آثار و رونق این گونه نوشته ها بیشتر بر اثر فشار ممنوعیت هاست، زمانی که آزادی باشد و مطالعه باشد و آموزش جنسی باشد و ادبیات بی سانسور وجود باشد و به راحتی در دسترس باشد هیچ خواننده ی سالمی به سراغ خواندن این چنین کارهایی نخواهد رفت. و باز زمانی که آزادی باشد هیچ خواننده ی سالمی مطالب خوب و خواندنی را در پی اشعاری از این قبیل رها نخواهد کرد. خیلی ساده تر بگویم پورنو به دنبال آلت جنسی می رود و ادبیات به دنبال کشف انسان.
از سوی دیگر خواننده ی هشیار به دنبال کشف و علل مسایل سیاسی و فرهنگی خود است و این نوشته فقط در حد عقده گشایی می تواند به او کمک کند، درست مانند دشنامی که از دهان بیرون می پرد تا شخص از لحاظ روانی عکس العملی از خود نشان داده باشد. عین همین کار را می شود با سران سیاسی و سلطنتی و یا رفقای چپ انجام داد. یک بار جای شیخ، یک فرمانده و یک مقام سلطنتی را بگذارید و یک بار دیگر یک شکنجه گر ساواک را و باز مرور کنید و یک بار هم یک رفیق افراطی چپ را بگذارید و ببینید چگونه او با همکاری رفیق دیگرش، جلو و عقب زن ایرانی را یکی می کنند و چگونه با همکاری همدیگر دهان زن را سرویس می کنند تا به وحدت مردانگی خود برسند و پرچم پیروزی حزب را برافرازند.
زن معمولاً در این نوع نوشته ها نقاب و وسیله ایست که ما را به پیروزی مردان معترف کند. راستی شما تا به حال چند زن عفیف و نجیب را شناخته اید که از شنیدن صدای آخوند و آداب جماع از دهانٍ او چنان از خود بیخود شده باشد و چنان حشری شده باشند که اختیار از کف بدهند و بلند شوند و جلوی آخوند لخت شوند؟ زن در این قطعه فقط وسیله ایست که شاعر مرد حرفهای خود را و به خصوص شاعر مرد زن نشناس حرفهای مردپسند خود را در دهان زن - ابژه جنسی گذاشته است. نکته ی جالب تر اینست که در این سناریو، زنی که حشری شد ما هیچ چیزی از نحوه ی ارضاء شدنش نمی شنویم! چرا؟ چون زن حشری شده است تا مرد را به لذت برساند نه اینکه خدای نکرده خودش به لذت برسد. زن پس از آنهمه اعمال جنسی و حتا سکس سه نفره، پاره و پوره و داغان است. دو مرد دمارش را درآورده اند چون از زمانی که دو مرد عریان به او به عنوان وسیله ای برای نزدیکی می رسند چنان در هم می پیچیند که زن له می شود.

بسیارند نویسندگانی و شاعرانی که از راه ممنوعیت ها گل می کنند و نام مخالف سانسور و سنت را بر خود می نهند، ولی امر نوشتن به هیچ وجه مرا چه به عنوان زن و چه به عنوان انسان، در کنار آنان و هم سنگر با ایشان قرار نمی دهد. راه ما از هم جداست آقای شاعر، شما آلت خود را پرچم آزادی و رهایی کنید و منی که معتقدم "خوشبختانه و یا بدبختانه دنیا به این سادگی ها هم نیست" چراغ در دست، روزها دور شهر به دنبال آدمی و شعر و شعور خواهم گشت. در این گردش چرخ نیلوفری، ذهن ما از هم جداست.
در نتیجه راه ما از هم جداست آقا.
پس بگرد تا بگردیم.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 23:45  توسط مهستی شاهرخی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ برای مطالعه ساکنان ایران به وجود آمده است تا آنها به دلیل شرایط سخت به این مطالب دسترسی آسوده تری داشته باشند. فراموش نکنید که همه ی حقوق نویسنده محفوظ است و هر نوع استفاده ای از این مطالب بدون اطلاع نویسنده اش کاملاً غیرمجاز و در نتیجه غیر قانونی و قابل پیگرد قانونی است. لطفاً به جای نویسنده تصمیم نگیرید. برای رعایت حقوق معنوی مولف لطفاًً مطالب وبلاگ را ذخیره نکنید. کپی نگیرید. فقط می توانید لینک مستقیم بدهید.

پیوندهای روزانه
حذف مردان از صحنه ی شعر و نظر خواهی؟
معنا گذاری و سانسور در اینترنت
هرگز به سانسور و بازمعناگذاری کارم توسط دیگران رضا نداده ام،
چون احوال مزدوران نویسیم
پرونده شرق
نشر دروغ
استعاره در شعر جرم نیست
فقط می توانید لینک مستقیم بدهید
آزادی بیان به سبک ایرانی
آیا سکوت خواهید کرد؟
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
شهریور 1384
بهمن 1383
آبان 1383
مهر 1383
مرداد 1383
دی 1382
شهریور 1380
آرشیو موضوعی
راه های مبارزه با سانسور
ادبیات
تئاتر
زنان
هنرهای معاصر
گوناگون
پژوهش ادبی
گزارش هنری فرهنگی
مصاحبه ها
زنان هنرمند
معرفی کتاب
داستان
چهره های ادبی
مقاله
منتخب نقدهای نوشته شده بر کتابهایم
ترجمه
نشر الکترونیکی چشمان بیدار
رمان "صبح نهان"
ویژه نامه های چشمان بیدار
پیوندها
ایران پروکسی
مجموعه مطالبم در مورد زنان
صفحه من در سایت ایرانیان
صفحه من در سایت ایراندخت
صفحه من در "آواهای دیگر" به انگلیسی
کتاب "زنان در آینه ی سینمای ایران"
کتاب "شالی به درازای جاده ابریشم"
کتاب "شبان نیکو"
کتاب "آسمان نادور است"، مجموعه مطالبم در مورد ساموئل بکت
ویژه نامه های چشمان بیدار
کتاب "جمهوری سکوت"
بنیاد میراث پاسارگاد
نجات دشت پاسارگاد
وبلاگهای ایرانیان خارج از کشور
چشمان بیدار
چشمان دیگر
چشمان زنان
جمهوری سکوت
روسپی و روسپیگری در شعر زنان
زن در سینمای ایران
فرهنگ رقاصه ها و جاهل ها
اعدام!!! سنگسار!!!
آنچه از فرانسه آموختم
فرانسه قدم به قدم
سایت سفارت فرانسه در ایران
انجمن ایرانشناسی در فرانسه
اطلاعاتی در مورد بلژیک
روزنامه های مهم را ببینیم
اکسیر
زن و زندان
ویژه پورنو یا طنز
فریاد زنان سر شکسته
ویژه صادق چوبک
ویژه غلامحسین ساعدی
بازنگار
چشمانی دیگر
ابزار فارسی
آریا نویس
نشریه فرهنگی مردم لرستان
ویژه نامه های چشمان بیدار
معنای کلمات در فرهنگ معین و دهخدا
اصطلاحات ادبیات فارسی
دیوان شاعران پارسی گوی
زبان و ادبیات فارسی
غلطهای مشهور در زبان فارسی
پیرامون سره نویسی
غلطهای مشهور از دید سعید نفیسی
پیرامون گسترش زبان فارسی
آثار سخنسرایان پارسی گو
کتاب ویس و رامین
ویکیپدیای فارسی
ایرانیکا
پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران
سایت های مرجع برای پژوهش
کانون پژوهشهای ایرانشناختی
ناگفته های انقلاب پنجاه و هفت
نویسندگان و شاعران فرانسه
ادبیات اسپانیایی زبان
تاریخچه خط فارسی
ادبیات ایتالیا
غلط املایی
گاهنامه سیاسی ایران
شاه کلیدهای دیالوگ نویسی
آوای آزاد: آثار شاعران معاصر ایران
وورد پرس فارسی
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
کتابخانه الکترونیکی لور
پایگاه خبری لرنا
وبلاگ گروهی کتابداران ایران
آرشیو کتابهای ممنوعه
ترجمه با گوگل
داونلود فونت نستعلیق
بهنویس: نگارش فارسی آسان
افسانه ها و اساطیر باستان
لغت نامه دهخدا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

























ALL RIGHTS RESERVED




ALL RIGHTS RESERVED



ALL RIGHTS RESERVED

Nedstat Basic - Free web site statistics
Personal homepage website counter
Free counter