![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ حاوی مقالات مهستی شاهرخی می باشد |
|
ساموئل بکت ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ در فاکس روک واقع در جنوب دابلین ایرلند، در خانواده ای پروتستان به دنیا آمد. در سالهای (۱۹۲۳-۱۹۲۸) به زبان فرانسه در کالج ترینیتی درس خواند. پس از اتمام تحصیلات خود، در بیست و دو سالگی (۱۹۲۸-۱۹۳۰) به پاریس رفت تا به زبان انگلیسی در دانشسرای عالی پاریس به تحصیل پرداخت. سپس در همانجا به عنوان مدرس زبان انگلیسی به کار تدریس مشغول شد. بکت در همین سالها با همشهری خود، جیمز جویس، آشنا و سپس دوست شد و باز در همین سالها اولین اشعار و مقالات و ترجمه های خود را به چاپ کرد. در سال ۱۹۳۰، با همکاری آلفرد پرون، دو اثر از جیمز جویس را به زبان فرانسه برگرداند. برای مدت کوتاهی به تدریس زبان فرانسه در ترینیتی کالج پرداخت ولی بیماری و مشکلات خانوادگی و مالی باعث شد یکسال نشده دابلین را ترک کند و به لندن برود و سپس به آلمان و سرانجام به پاریس برگردد. سالهای ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۷ را در سفرهایی بین انگلیس و فرانسه گذرانید، در این سالها بکت درباره شخصیتهایی مشهور تاریخی مانند پروست و دانته و برومو و ویسو و جویس کتابهایی نوشت. از سال ۱۹۳۸ به بعد، برای همیشه مقیم پاریس شد و در همین سال به بعد اولین رمان خود، رمان مورفی را به انگلیسی نوشت و خود شخصاً به ترجمه آثارش از انگلیسی به فرانسه می پرداخت. (۱۹۳۸-۱۹۴۶) به طور قطعی ساکن پاریس شده است، دوران جنگ است و بکت به نهضت مقاومت می پیوندد و چون گشتاپو در تعقیب اوست برای مدتی مخفی می شود. در دوران جنگ جهانی دوم بکت برای مدتی با صلیب سرخ ایرلند همکاری داوطلبانه دارد. وات را در سال ۱۹۴۴ می نویسد. بکت داستانهای کوتاه و اشعاری به زبان فرانسه نوشت و از سال ۱۹۴۵ به بعد، دیگر مستقیماً به فرانسه می نوشت. (۱۹۴۶-۱۹۵۱) تصمیم گیری اساسی و نهایی اوست. بکت تصمیم می گیرد که به فرانسه بنویسد. در این سالها رمانهای سه گانه خود را به فرانسه می نویسد و با ژروم لیندون مدیر انتشارات مینویی آشنا می شود. انتشارات مینویی نشر و چاپ کل آثار بکت را عهده می گیرد. در ابتدا همه بکت را به خاطر رمانهایش، مورفی و وات و سه گانه اش مولوی و مالون می میرد، نام ناپذیر می شناختند. در سال ۱۹۵۳، برای اولین بار نمایشنامه ای از بکت، در انتظار گودو به کارگردانی روژه بلن در تئاتر بابیلون به روی صحنه آمد. موفقیت بی نظیر این نمایش در واقع آغازی بود برای ورود بکت به دنیای تئاتر. او پایان بازی را در سال ۱۹۵۶ و بازی بی حرف/ یک ۱۹۵۷ و آخرین نوار کراپ و بازی بی حرف/ دو ۱۹۵۸ و بالاخره روزهای خوش را در سال ۱۹۶۳ نوشته است. روزهای خوش با بازی از یاد نرفتنی مادلن رونو در سال ۱۹۶۳ در تئاتر ادئون به روی صحنه می آید. (۱۹۶۴-۱۹۵۴) بکت ، با شیفتگی بسیاری که نسبت به "صدا" داشت متنهای رادیویی مهم و فراوانی نوشت و گاهی نیز برخی از این نمایشها را شخصاً کارگردانی کرد و در فرانسه و انگلستان به اجرا در آورد. در حقیقت، بکت شهرت خود را مدیون نمایشنامه هایش است و سرانجام همانها در سال ۱۹۶۹ جایزه ادبی نوبل را برایش به ارمغان آوردند. بکت مباحثی در مورد نقاشی و یا درباره نقاشان نوشته است. سال ۱۹۶۹ بکت فیلم سیاه و سفیدی با شرکت باستر کیتون هنرپیشه فیلمهای صامت ساخت. (۱۹۶۹-۱۹۸۸) نمایشنامه های خود را به روی صحنه آورد. برای تلویزیون نمایشهایی نوشت. آخرین اشعار خود را سرود و سرانجام "چگونه بگوییم" را نوشت. ساموئل بکت، در ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹ در پاریس درگذشت. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 14:20 توسط مهستی شاهرخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ برای مطالعه ساکنان ایران به وجود آمده است تا آنها به دلیل شرایط سخت به این مطالب دسترسی آسوده تری داشته باشند. فراموش نکنید که همه ی حقوق نویسنده محفوظ است و هر نوع استفاده ای از این مطالب بدون اطلاع نویسنده اش کاملاً غیرمجاز و در نتیجه غیر قانونی و قابل پیگرد قانونی است. لطفاً به جای نویسنده تصمیم نگیرید. برای رعایت حقوق معنوی مولف لطفاًً مطالب وبلاگ را ذخیره نکنید. کپی نگیرید. فقط می توانید لینک مستقیم بدهید.
|
|
RSS
|





ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
ALL RIGHTS RESERVED
Free counter